لغت نامه دهخدا
ستیز گرفتن. [ س ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) خصومت کردن. جنگ آغازیدن:
همان با خردمند گیرد ستیز
کند دل ز نادانی خویش تیز.فردوسی.با قضا پنجه مزن ای تند و تیز
تا نگیرد هم قضا با تو ستیز.مولوی.
ستیز گرفتن. [ س ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) خصومت کردن. جنگ آغازیدن:
همان با خردمند گیرد ستیز
کند دل ز نادانی خویش تیز.فردوسی.با قضا پنجه مزن ای تند و تیز
تا نگیرد هم قضا با تو ستیز.مولوی.
خصومت کردن جنگ آغازیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دگر گفت ازآرام راه گریز گرفتن کجا خوبتر از ستیز