سبزی دادن

لغت نامه دهخدا

سبزی دادن. [ س َ دَ ] ( مص مرکب ) برنگ سبز درآمدن. سبز شدن. || روییدن آغاز کردن. رستن گرفتن. حیات نباتی پدید آمدن:
اگر تخت جویی هنر بایدت
چو سبزی دهد شاخ، بر بایدت.فردوسی.

فرهنگ فارسی

برنگ سبز در آمدن

جمله سازی با سبزی دادن

💡 این غذا از خیس دادن بلغور گندم یا جو در دوغ ترش به مدت ۱۰ روز تهیه می‌شود. در روش دیگر بلغور را به مدت چند ساعت در دوغ می‌پزند. پس از این مدت قطعاتی از این مخلوط خمیرمانند را گلوله کرده و پس از افزودن گیاهان بومی مانند شلغم و پونه، آن را در برابر آفتاب خشک می‌نمایند یا در تنورهای مخصوص حرارت می‌دهند. در برخی مناطق تکه‌های خشک ترخینه را با افزودن حبوبات، سبزی و پیاز به‌عنوان آش آماده می‌کنند.

💡 این غذا از خیس دادن بلغور گندم یا جو در دوغ ترش به مدت ۱۰ روز تهیه می‌شود. در روش دیگر بلغور را به مدت چند ساعت در دوغ می‌پزند. پس از این مدت قطعاتی از این مخلوط خمیرمانند را گلوله کرده و پس از افزودن گیاهان بومی مانند شلغم و پونه، آن را در برابر آفتاب خشک می‌نمایند یا در تنورهای مخصوص حرارت می‌دهند. در برخی مناطق تکه‌های خشک ترخینه را با افزودن حبوبات، سبزی و پیاز به‌عنوان آش آماده می‌کنند.

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز