سایر بودن
مترادفها
باقی ماندن، دیگر بودن
متضادها
یکسان بودن، همان بودن
لغت نامه دهخدا
سایر بودن. [ ی ِ دَ ] ( مص مرکب )رایج بودن. متداول بودن. معمول بودن. رواج داشتن.
فرهنگ فارسی
رایج بودن
جمله سازی با سایر بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به اهمیت این دوره در مجلههای ساینس و امریکن ساینتیس اشاره شده و نیز در یادداشتی در مجلهٔ بررسی ریاضی آمدهاست: «مفید بودن و موفقیت این دوره با تعداد زیاد و چاپ نسخههای پیاپی به زبانهای روسی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و سایر زبانها ثابت شدهاست.» در جشن صدمین سالگرد کار حرفهای لانداو، مشاهده شد که این دوره «طول عمر بی سابقه» داشتهاست.
💡 این منطقه در محدوده خیابان پاسارگاد ۲ و مولانا ۲ میباشد به دلیل ملکی بودن اراضی و معماری اروپائی (تراکم جمعیت بسیار کم فضای سبز بسیار زیاد) و فاصله بسیار زیادی که از محل عبور ریل قطار و همچنین مجاورت با پارک مرکزی صدرا و ساخته شدن این محله به موازات طولی باغشهر صدرا و نزدیکی به بیمارستان پیوند اعضا از مرغوبیت ملکی بسیار بالائی برخوردار بوده و گاهی از سایر استانهای کشور و کشورهای حاشیه خلیج فارس این منطقه را جهت سکونت انتخاب میکنند.