لغت نامه دهخدا
باب بودن. [ دَ ] ( مص مرکب )متداول. معمول. مرسوم. مد بودن. رجوع به باب شود.
باب بودن. [ دَ ] ( مص مرکب )متداول. معمول. مرسوم. مد بودن. رجوع به باب شود.
متداول معمول بودن
💡 3 - آزمندى و طمع در اموال مردم و دست يابى به حقوق شرعى كه شيعه براى امامان ارسال مى داشتند زمينه اى بود براى تبليغ غلو و ادعاى باب بودن تا بتوان اموال آنان را تصاحب كرد.