ساز و پیرایه
مترادفها
آرایش، زینت، زیور، تزئینات
متضادها
سادگی، بیزرق و برق
لغت نامه دهخدا
سازوپیرایه. [ زُ ی َ / ی ِ ]( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ساز و آرایش. ساز و سامان. ساز و آئین. ساز و آلت. ساز و تجمل. رجوع به ساز شود:ساز و پیرایه شاهان پرمایه، نام رساله ای است از افضل الدین محمد مرقی کاشانی. رجوع به مصنفات افضل الدین چ مجتبی مینوی و یحیی مهدوی ج 1 صص 83 - 107 شود.
فرهنگ فارسی
ساز و آرایش
جمله سازی با ساز و پیرایه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هر طريق كه ممكن بود عده اى مرموزانه در صدد شايع كردن و حتى متواتر ساختناحاديث جعلى بودند. لذا در عصر حضرت جواد عليه السلام يكى از ماءموريتهاى بارزشيعه و يكى از آثار محورى و مهم وجود شريف آن حضرت شبهه زدايى مستمر و اثباتحقانيت باورهاى اصيل و ناب مذهب ناجى، انسان ساز و آزاده پرور تشييع بود.