ساز و ساخت

لغت نامه دهخدا

ساز و ساخت. [ زُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) آلات و ادوات. ساز و آلت. ساز و سامان. قِتب ساز و ساخت آبکش. ( منتهی الارب ). || سامان و رخت و اسباب و سرانجام. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ساز شود.

فرهنگ فارسی

آلات و ادوات

جمله سازی با ساز و ساخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد از آن هم از طرف کنفدراسیون فوتبال آسیا برای اداره مسابقات به کشورهای عربی می‌رفت و هرجا کنفدراسیون احساس می‌کرد دیدار بین کشورهای آسیایی بحران ساز و جنجالی شود نصیری را برای قضاوت می‌فرستاد.

💡 و چون با جالوت و سپاهيانش روبرو شدند گفتند: پروردگارا صبرى به ما ده و قدم هايمان را استوار ساز و بر گروه كافران پيروزمان كن. (.25)

💡 هوس چون نارسا شد نسیه نقدحال می‌گردد امل را رشته‌کوته ساز و عقباگیر دنیا را

💡 چه باشد چون من نالان بضربت گشته ام قانع اگر یک نوبتم در برکشی چون ساز و بنوازی

💡 رییس گروه مطالعات ساز و کار توسعه پاک شرکت آب و نیروی ایران نیروگاه پیران به عنوان اولین پروژه برق آبی کشورمان به گفته وی پس از انجام آخرین مرحله اعتباریابی پروژه ساز و کار توسعه پاک نیروگاه برق آبی پیران آغاز می‌شود.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز