لغت نامه دهخدا
زیرخورد. [ خُرْ ] ( اِ مرکب ) نام پرده ای از موسیقی که در آخر شب سرایند. ( غیاث ). رجوع به زیرخرد شود.
زیرخورد. [ خُرْ ] ( اِ مرکب ) نام پرده ای از موسیقی که در آخر شب سرایند. ( غیاث ). رجوع به زیرخرد شود.
نام پرده از موسیقی که در آخر شب سرایند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سال ۱۹۹۹ جاسموهین داوطلب شد تا یک شبکه استرالیایی در برنامه ای به نام ۶۰ دقیقه او را به مدت یک هفته زیر نظر داشته باشد تا او بتواند ادعای عجیب خود را ثابت کند. در روز اول جاسموهین نتوانست دوام بیاورد و غذا خورد. او گفت که چون اتاقی که در هتل برایش در نظر گرفته بودند نزدیک یک خیابان شلوغ بود نتوانسته انرژی لازم را از محیط بگیرد و استرس به او وارد شدهاست و به هوای تازه نیاز دارد.
💡 شهی کو غم زیر دستان خورد چه غم گرمی از دست مستان خورد؟!