زبانۀ یخ

فرهنگستان زبان و ادب

{ice tongue} [علوم جَوّ] هر زایدۀ باریک از یخسار یا رَف یخ که در دریا شناور باشد

جمله سازی با زبانۀ یخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گل همیروید از زبانۀ خار بر سر شاخها چو شاه سوار

💡 فروغ روی ساقی در مِی افتاد زبانۀ آتش از پیمانه برخاست

💡 آزست و بس زبانۀ دوزخ نزاریا نیلِ نیاز بر رخِ زردِ نزار کش

💡 با شروع گرم شدن هوا در فصل بهار، زبانۀ یخ از لبه سقف خانه شروع به چکیدن کرد و قطرات آب بر روی زمین می‌ریخت.

💡 در طبیعت وحشی و سرد، زبانۀ یخ بزرگ و سنگین از بالای صخره‌ها آویزان شده بود و هر لحظه احتمال سقوط آن به پایین وجود داشت.

💡 کودک با هیجان به تماشای تشکیل زبانۀ یخ در لبه پنجره نشست و سعی کرد با انگشتان کوچکش آن را لمس و امتحان کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران