زبان اندر کشیدن

لغت نامه دهخدا

زبان اندر کشیدن. [ زَ اَ دَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) سکوت اختیار کردن. زبان درکشیدن. زبان در کام کشیدن. زبان در کام دزدیدن:
چون طمع یکسو نهادم پایمردی گو مباش
چون زبان اندرکشیدم ترجمانی گو مباش.سعدی.

فرهنگ فارسی

سکوت اختیار کردن زبان در کام کشیدن

جمله سازی با زبان اندر کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خری گر می نهد دشمن زبان در حکم تو هر ستوری می نهد آری زبان اندر لگام

💡 چو تیغ زبان اندر آرم ز کام کنم از هِژَبْران تهی بیشه‌ها

💡 مرا میباید اینجا عین ذاتت که لالست این زبان اندر صفاتت

💡 مگو ای جان دم دل سوی خود دار زبان اندر دهان خود نگهدار

💡 گنج گوهر چون زبان اندر دهان یابد کجا تنگ دستی چون من آن لب را بدندان آورد

بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز