لغت نامه دهخدا
زانو ته کردن. [ ت َهَْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به ادب نشستن. ( آنندراج ):
چو زانوی مشاطگی ته کند
سها ناز زیبائی مه کند.ظهوری ( ازآنندراج ).
زانو ته کردن. [ ت َهَْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به ادب نشستن. ( آنندراج ):
چو زانوی مشاطگی ته کند
سها ناز زیبائی مه کند.ظهوری ( ازآنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می کند چون غنچه تنگی پوست بر اندام او هر که زانو ته کند بر سفره احسان تو
💡 هر که زانو ته کند چون زلف در دیوان حسن در فنون دلبری استاد می آید برون