لغت نامه دهخدا
زانو به دل برنهادن. [ ب َ دِ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) پاس داشتن مانند گربه ای که پاس موش را میدارد. ( ناظم الاطباء ):
که چون گربه زانو بدل برنهند
و گر صیدی افتد چو سگ برجهند.سعدی ( بوستان ).
زانو به دل برنهادن. [ ب َ دِ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) پاس داشتن مانند گربه ای که پاس موش را میدارد. ( ناظم الاطباء ):
که چون گربه زانو بدل برنهند
و گر صیدی افتد چو سگ برجهند.سعدی ( بوستان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من چه کردم تیره بختان را سرآمد گشته ام بهر عرض حال خود زانو به کاکل می زنم
💡 من همی میرم پس زانوی غم در بزم عیش تا کیت با این و آن زانو به زانو بنگرم
💡 و اما در سر زانو واجب است طورى بزمين گذاشته شود كه عرف بگويد با سر زانوسجده كرده هرچند كه تمام سر زانو به زمين نباشد.
💡 کسی کز روی سگجانی نشیند در پس زانو به زانو پیش سگساران نشستن نیست امکانش
💡 از مهمترین مراحل درمان انجام نرمشهای بعد از جراحی است. اگر این نرمشها به درستی انجام نشوند نتیجه مناسبی از این عمل کسب نمیشود. با این نرمشها دامنه حرکتی زانو به حد نرمال و طبیعی خود بازگشته و قدرت عضلانی ران تقویت میگردد.
💡 من و مشق سکون اندر پس زانوی غم زین پس که پایم سوده تا زانو به بیحاصل دویدنها