لغت نامه دهخدا
ز بر کردن. [ زِ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ز بر با لفظ کردن به معنی ازبر باشد که حفظ کردن و بیاد گرفتن و بخاطر نگه داشتن است. ( آنندراج ). یاد و حفظ. ( بهار عجم ). رجوع به زبر و زبیر شود.
ز بر کردن. [ زِ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ز بر با لفظ کردن به معنی ازبر باشد که حفظ کردن و بیاد گرفتن و بخاطر نگه داشتن است. ( آنندراج ). یاد و حفظ. ( بهار عجم ). رجوع به زبر و زبیر شود.
حفظ کردن و بیاد گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بادا جدا ز کام و دل و آرزوی جان آنکس که یار ما ز بر ما جدا کند
💡 ثناهای او اهل دین کردهاند چو الحمد و چون قل هو الله ز بر
💡 بوده در عهد منوچهر، یکی حصن عظیم سر کشیده شرفاتش ز بر قصر جدی
💡 در زنگ خوش است آینهٔ سوخته جانان بیدل نکشی جامهٔ ماتم ز بر داغ
💡 زخشت و شل و ناوک سرکشان ز بر چرخ گفتی شد آتش فشان
💡 از آن آب چشمم ز سر درگذشت که آن آفتابم ز بر درگذشت