ز اف

لغت نامه دهخدا

( زآف ) زآف. [ زُ ]( ع اِ ) شتافتگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اسم است به معنی اعجال. ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) موت زآف؛ مرگ شتاب. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). موت زآف و زآم و ذعاف؛ سریع. ( از تاج العروس ). و گفته شده است: موت زآف؛ مرگ کریه مانند مرگ به سم. ( از تاج العروس ). و رجوع به زام و زاف شود.
زأف. [ زَءْف ْ ] ( ع مص ) شتابانیدن کسی را. اعجال. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

( ز آف ) شتافتگی

جمله سازی با ز اف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بد کردی مباش ایمن ز آفات که واجب شد طبیعت را مکافات

💡 این دل آن عاشق مستان ماست رسته ز هجران و ز آفات من

💡 بد نگهدارم ز آفات و ضرر کرد تعلیمم رموز خیر و شر

💡 ای صاحب زمانه زمانت خجسته باد با عدل تو زمانه ز آفات رسته باد

💡 جناب تست ز احداث آسمان مرجع سرای تست ز آفات روزگار مآل

💡 حق گفت ایمن است هر آن کو به حج رسید ای چرخ حق گزار ز آفات ایمنی

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز