رگ اور

لغت نامه دهخدا

( رگ آور ) رگ آور. [ رَ وَ ] ( ص مرکب ) پررگ. قوی:
سرخ است و سطبر است و رگ آورگردن
آری چو چنین است چه شاید کردن.سوزنی.

فرهنگ فارسی

( رگ آور ) پر رگ قوی

جمله سازی با رگ اور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡  طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس کناس و دیر آس و میانش رگ آور است

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز