لغت نامه دهخدا
روفت گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) روفته گر. سپور. رفتگر. شوله روب. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به رفتگر شود.
روفت گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) روفته گر. سپور. رفتگر. شوله روب. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به رفتگر شود.
یا روفته گر. سپور. رفتگر. شوله روب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به سلطانی چو شه نوبت فرو کوفت غبار فتنه از گیتی فرو روفت
💡 فتادن هر کجا می خواست پایش نسیم از شاخ گل می روفت جایش
💡 او گمان دارد که با من جور کرد بلک از آیینهٔ من روفت گرد
💡 کسی کو از کله خس زیر پا روفت بباید کفش بر سر محکمش کوفت
💡 کرد نادیده و در خانه بکوفت کای کنیزک چند خواهی خانه روفت