روزی کردن

لغت نامه دهخدا

روزی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قسمت کردن. نصیب دادن: ایزد تعالی توفیق خیرات دهاد و سعادت این جهان و آن جهان روزی کناد. ( تاریخ بیهقی ). این ضیاع ازهمه ضیاع بخارا بقیمت تر است و خوشتر و خوش هواتر خدای تعالی روزی کرد تا جمله بخرید. ( تاریخ بخارا ). روزی مکن که دل بیگناهی از من بیازارد. ( مجالس سعدی ).
آنرا که طوق مقبلی اندر ازل خدای
روزی نکرد چون نکشد غل مدبری.سعدی.

فرهنگ فارسی

قسمت کردن. نصیب دادن

جمله سازی با روزی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جواد نکونام، سرمربی نساجی، اصرار داشت مسابقات نساجی از همان ابتدای فصل در ورزشگاه وطنی برگزار شود. او در این باره گفته بود: «باید چقدر هزینه شود تا اینگونه مردم شاد شوند؟ وقتی فوتبال توانسته، چرا نباید به خاطر این هواداران یک ورزشگاه را آماده کنند؟ روزی که همه قول می‌دادند من گفتم الان زمان عمل کردن است… من اصلاً به ورزشگاهی غیر از ورزشگاه وطنی فکر نمی‌کنم… این حداقل کاری است که می‌توانیم برای مردم مازندران و قائمشهر کنیم.» نهایتاً این اصرارها به ثمر نشست و در آخرین روزها مشکل نورافکن ورزشگاه حل شد و در حالی که با توجه به بتن‌ریزی جدید سکوهای پشت دروازه، تماشاچیان اجازهٔ نشستن روی این جایگاه‌ها را نداشتند، نساجی در وطنی به مصاف راه‌آهن رفت. ولی مشکلات ورزشگاه کاملاً برطرف نشدند؛ تا جایی که در هفتهٔ پنجم مسابقات لیگ، یکی از مسئولان از آماده نبودن رختکن‌های ورزشگاه وطنی و عدم اجازه نساجی برای میزبانی در این ورزشگاه خبر داد.

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز