لغت نامه دهخدا
روز ناموس و نام. [ زِ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز جنگ.( از آنندراج ). بمجاز روز پیکار و نبرد:
که فردا بود روز ناموس و نام
تن آسودگی باشد آنجا حرام.عبداﷲ هاتفی ( از آنندراج ).
روز ناموس و نام. [ زِ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز جنگ.( از آنندراج ). بمجاز روز پیکار و نبرد:
که فردا بود روز ناموس و نام
تن آسودگی باشد آنجا حرام.عبداﷲ هاتفی ( از آنندراج ).
روز جنگ. بمجاز روز پیکار و نبرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای نفس که مطلوب تو ناموس و ریا بود از بند تو برخاستم و خوش بنشستم
💡 طوبی آزموده (زاده ۱۲۵۷ – درگذشته ۱۳۱۵) مؤسس دبستان ناموس و نیز نخستین دبیرستان دخترانه در تهران، از پیشگامان جنبش زنان ایران در ایران بود.
💡 الغرض چون نعش او از یاری حق شد روان سوی درگاه خدیو کشور ناموس و نام
💡 عباس بن عبدالمطلب (عموى پيامبر) از آنان عهد و پيمان گرفت كه به اين پيمان وفاداربمانند، آنان نيز پذيرفتند و گفتند: چنان كه از ناموس و زنان خويش دفاع مى كنيم ازرسول خدا دفاع خواهيم كرد.
💡 ولى گاهى تعظيم شخص جابر و خيانتكار از نظر تقيه (حفظ جان ومال و ناموس و آبروى خود) لازم ميشود، مخصوصا در محيط نامساعد و ناامنيكه سررشتهامور بدست مردم رذل و خيانتكار و شهوت پرست و خودخواه بوده، و بازار چاپلوسى وتزوير و تظاهر و فريب سخت گرم و رائج باشد.
💡 چرا گل چاک زد پیراهن ناموس و با بلبل میان انجمن دمساز شد با ساغر و مینا