روایی دادن

لغت نامه دهخدا

روایی دادن. [ رَ دَ ] ( مص مرکب ) رواج و رونق دادن. ( ناظم الاطباء ). رواج دادن. رایج کردن. گرمی و رونق بخشیدن: انفاق؛ روایی دادن رخت و سلعه را. ( منتهی الارب ):
می داد ز راه بینوایی
کالای گشاده را روایی.نظامی.و رجوع به روایی و روا شود.
|| اذن دادن. اجازه دادن. تجویز:
یاری که بجان نیازمایی
در کار خودت مده روایی.ناصرخسرو.|| حلال کردن. مباح کردن. اباحة. || منتشر کردن. ( ناظم الاطباء ). باب کردن.( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

رواج و رونق دادن رواج دادن رایج کردن

جمله سازی با روایی دادن

💡 در این سریال برایم مهم بود که بخش‌های مختلف قصه را چگونه روایت کنم که برای مخاطب قابل درک باشد. فلاش‌بک (رفتن به گذشته)، فلاش‌فوروارد (رفتن به آینده) و خیال بخش‌های مختلف قصه را شکل می‌دادند که باید به دقت به آن‌ها نزدیک می‌شدیم و آن‌ها را به‌درستی روایت می‌کردیم. خیلی‌ها با نگاه سنتی ترجیح می‌دهند از تغییر رنگ و نور برای نشان دادن این تفاوت‌ها استفاده کنند، اما من تمایل داشتم با استفاده از نمابندی و دکوپاژ و ساختار روایی این اتفاقات را نشان دهم، چون فکر می‌کردم با تکنیک‌های دکوپاژ می‌توان این تفاوت‌ها را ایجاد کرد و فکر می‌کنم این اتفاق در سریال ۳۹ هفته رخ داده است.

💡 دو هدف هنر انقلابی–جنگی در این دوره، تلاش برای همراه کردن مردم با رویدادهای جبهه‌های جنگ و دعوت از آنان برای حضور در این جبهه‌ها، و نیز نمایش نمادین باورهایی همچون شهادت بود که به جبهه‌های جنگ زیبایی می‌بخشیدند. با بهره‌گیری از عناصر خیالی و ماورایی، هنرمندان انقلابی کوشیدند تا مفهوم‌های مبارزه را بدون وارد شدن به روایت مستقیم از نبردهای جنگ و نشان دادن صحنه‌های خونین، به شکل روایی و نمادین به تصویر بکشند. به این ترتیب دیوارهای شهرها پر از تصاویر بزرگ شهیدان و قهرمانانی شد که میان مردم زندگی می‌کردند، بی‌آنکه روایتی دردناک و اندوه‌بار از مرگ آنان به‌دست دهند؛ رویدادی که به باور آیدین آغداشلو، در نوع خود در تاریخ هنر بی‌نظیر بوده است.