تهمت انداختن

لغت نامه دهخدا

تهمت انداختن. [ ت ُ م َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) تهمت زدن. تهمت بستن. تهمت کردن:
خواب بیداران ببستی وآنگه از نقش خیال
تهمتی بر شبروان خیل خواب انداختی.حافظ ( از آنندراج ).ز دود دل سیه شد نامه شاهی نه از خطت
چه خود سوزم چه تهمت از خم موی تو اندازم.امیر شاهی سبزواری ( از آنندراج ).رجوع به تهمت و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تهمت زدن تهمت بستن

جمله سازی با تهمت انداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دراين آيه شريفه دو استعاره لطيف بكار رفته است:اول اينكه تهمت زدن را (رمى ) خوانده، و رمى به معناى انداختن تير به طرف دشمن،و يا به طرف شكار است. دوم اينكه تن در دادن به اينعمل زشت و قبول و زر و وبال بهتان را تحمل و يا به عبارتىاحتمال خوانده. كانه تهمت زننده كه بى گناهى را متهم مى كند،مثل كسى مى ماند كه شخصى را بدون اطلاع ترور كند وبه نامردى از پاى در آورد، وچنين عملى بار سنگينى به دوش او مى گذارد كه او رااز هر خيرى در تمامى زندگى اشباز دارد، و محروم سازد و هرگز از دوش او نيفتد.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز