لغت نامه دهخدا
رو وار. ( اِ ) این کلمه در بیت ذیل از نظام قاری آمده است اما معنی آن روشن نیست شاید نام نوعی پارچه باشد:
آنکه خیاط برد پارچه از رو وارش
پنبه حلاج چرا کم نکند از کارش.نظام قاری ( دیوان ص 86 ).
رو وار. ( اِ ) این کلمه در بیت ذیل از نظام قاری آمده است اما معنی آن روشن نیست شاید نام نوعی پارچه باشد:
آنکه خیاط برد پارچه از رو وارش
پنبه حلاج چرا کم نکند از کارش.نظام قاری ( دیوان ص 86 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قدت هلال وار خمیده است در شباب بر غیر عشق محتشم این حرف دال نیست
💡 مستان یار کوس انالباقی آشکار منصور وار بر سر دار فنا زنند
💡 گر بتابد نور خورشید ضمیرم برچمن رازها سازد عیان از پرده عینک وار گل
💡 گر مرکبت سفینه نبودی، بدوختیم از چشم خویش نعل بسمش ستاره وار
💡 شرق امید خواند رای تو را قضا کز جیب آن شکافد صبح امید وار