لغت نامه دهخدا
رو در هم کشیدن. [ دَ هََ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چهره را ترش کردن به نشانه قهر و خشم و ناخشنودی. چین بر چهره افکندن در مقابل عمل یا سخنی که مطابق میل نبوده است.
رو در هم کشیدن. [ دَ هََ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چهره را ترش کردن به نشانه قهر و خشم و ناخشنودی. چین بر چهره افکندن در مقابل عمل یا سخنی که مطابق میل نبوده است.
چهره را ترش کردن به نشانه قهر و خشم و ناخشنودی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در حديثى از پيامبر مى خوانيم: و هل تكب الناس على مناخرهم فى النار الا حصائدالسنتهم: (آيا چيزى مردم را به رو در آتش مى افكند جز
💡 از اين رو در موردى كه مقصود، آفرينش بدن مادى انسان است چنين آمده: انى خالق بشرامن طين (32) و در آيه محل بحث كه مقصد حيثيت معنوى انسان است فرمود: انىجاعل فى الارض خليفه.
💡 کعبه ابرویش ار زاهد ببیند در نماز می نپندارم که رو در قبله دیگر کند
💡 دبی رو در میانه دهه ۸۰ زمانی که جکسون برای درمان بیماری ویتیلیگو تلاش میکرد بهعنوان پرستار و دستیار متخصص پوست او با او آشنا شد. این آشنایی بعدها به ازدواج منجر شد.
💡 دارم از سرچشمه، رو در دشت حیرانی چو آب گاه شهری می شوم، گاهی بیابانی چو آب
💡 همه در آینه مرتضی(ع) نموده جمال تو رو در او کن و ز آخر به جوی تا اول