لغت نامه دهخدا
ره کوبیدن. [ رَه ْ دَ ] ( مص مرکب ) راه کوبیدن. طی طریق کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به راه کوفتن و راه کوبیدن شود.
ره کوبیدن. [ رَه ْ دَ ] ( مص مرکب ) راه کوبیدن. طی طریق کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به راه کوفتن و راه کوبیدن شود.
(رَ. دَ ) (مص ل. ) طی طریق کردن.
( مصدر ) طی طریق کردن
طی طریق کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 [خالکوبی]والا نشونی [چیزی] نبود. اون وقتا اینایی که ورزشای باستانی می کردن بیشتر تو زورخونه لخت می شدن و دلشون میخواست یه دو تا خال تو تنشون باشه و از این حرفا. بیشتر خالا رم تو زندان می کوبیدن… خود زندانیا که تو زندان بودن می کوبیدن دیگه. بالاخره اونجا آدمایی بودن که تو زندان مثلاً خال می کوبیدن. بیشتر تو زندان این کارو می کردن.
💡 اسلحههای این کالیبر (۲۰ مامان و بیشتر) عملاً توپهای دستی قابل حمل بودند و به عنوان سلاحهای محاصره ای برای کوبیدن لولاهای دروازهها و همچنین سلاحهای قدرتمند ضد نفر و ضد سواره نظام استفاده میشدند.
💡 در تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۶ حمله کوبیدن خودرو به عابرین و کشتار جمعی با سلاح سرد در ساعت ۹:۵۵ صبح به وقت منطقه زمانی شرقی آمریکای شمالی در سالن واتس دانشگاه ایالتی اوهایو در کلمبوس، اوهایو به وقوع پیوست. مهاجم که با نام «عبدالرزاق علی آرتان» شناسایی شد با نخستین واکنش افسر پلیس دانشگاه ایالتی اوهایو کشته شد و ۱۱ تن از مجروحان نییز در بیمارستان بستری شدند.
💡 در ژوئیه ۲۰۲۲، گزارشهایی از ۱۵ دختر با علائم غیرعادی مانند جیغ، لرزش و کوبیدن سرشان از یک مدرسه دولتی در باگشوار، اوتاراکند منتشر شد. بدحالی روانزاد جمعی بهعنوان یک علت احتمالی پیشنهاد شدهاست.