لغت نامه دهخدا
ره برداشتن. [ رَه ْ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) راه برداشتن. طی طریق کردن. راهی شدن. عازم شدن:
به چونین بیابان و ریگ روان
سپه برد و برداشت ره پهلوان.اسدی.رجوع به راه برداشتن شود.
ره برداشتن. [ رَه ْ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) راه برداشتن. طی طریق کردن. راهی شدن. عازم شدن:
به چونین بیابان و ریگ روان
سپه برد و برداشت ره پهلوان.اسدی.رجوع به راه برداشتن شود.
راه برداشتن. طی طریق کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تشخیص با هیستروسکوپی یا هیستروسالپنگوگرافی است. اگر موجب آمنوره سقط و ناباروری شود درمان با جراحی و برداشتن چسبندگی است.
💡 ای مگس منشین بر آن لب جان شیرین گوش دار بار تو نتواند از لطف شکر برداشتن
💡 برداشتن، پرچم و علم كه نشاندهنده حالت عزا و اعلان مصيبت است، كارى نيكوست،بشرط آنكه هر روز بر تعداد و وزن آن افزوده نگردد، و واقعيت عزا فداى ظواهر آن نشود.
💡 گوید: من طاقت برداشتن تو ندارم. گوید: ناچار است برداشتن من. آن گه به پشت وی درآید بآن گرانباری. اینست که رب العالمین گفت: وَ هُمْ یَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلی ظُهُورِهِمْ.
💡 اما نقشه ترور و از ميان برداشتن، امام، گذشته از اين مساله، مطلبى است كه باز ابنسعد در طبقاتش از قول همين سعيد بن عاص آورده است. او مى نويسد:
💡 از سپند ما اگر هویی به دست آید بس است بیش نتوان نالهٔ طاقت گسل برداشتن