رنگین بینی

مترادف‌ها

قوس قزح

فرهنگستان زبان و ادب

{chromatopsia, chromopsia} [پزشکی] نوعی نقصان بینایی که در آن اشیای رنگین به رنگی دیگر و اشیای بی رنگ، رنگین به نظر می رسند

جمله سازی با رنگین بینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فریبت داده رنگینی ظاهر چشم دل بگشا که بر آیینه جان رنگ این ظلمت عیان بینی

💡 مشو مغرور آرایش جلا ده چشم معنی را که رنگینی ظاهر را نهنگ جان ستان بینی

💡 وزن قرقاول‌های بالغ بین دو تا سه کیلوگرم است و تنها در یکی از نژادها که به غول قرقاول یا آرگوس معروف است، وزن پرنده به پنج تا شش کیلوگرم می‌رسد. رنگ پر و بال پرنده در نرها رنگین و در ماده‌ها خاکستری مایل به قهوه‌ای است. سر پرنده کوچک بوده ودارای منقاری کوتاه وخمیده می‌باشد. سوراخ بینی ظریف بوده و به وسیله پرهای رنگین پوشیده شده است. پاها لخت بوده، اما بلندی ولختی پاهای طاووس را ندارد.

💡 پس از بارش مداوم باران و تابش نور خورشید، یک رنگین بینی بزرگ و زیبا در پهنه آسمان ظاهر شد که چشم هر بیننده‌ای را خیره کرد.

💡 کودکان با هیجان بسیار به سمت پنجره دویدند تا بتوانند زیبایی‌های خیره‌کننده یک رنگین بینی را که بر فراز کوه‌ها شکل گرفته بود، مشاهده کنند.

💡 پدیده طبیعی رنگین بینی زمانی رخ می‌دهد که نور خورشید از قطرات ریز آب در هوا عبور کرده و دچار شکست و بازتاب شدن شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران