لغت نامه دهخدا
رنگ ساختن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) حیله و مکر بکار بردن. نیرنگ ساختن:
و گر به جنگ نیاز آیدش بجان کوشد
که گاه جستن از آنجا چگونه سازد رنگ.فرخی ( از آنندراج ).چه فسون ساختند و باز چه رنگ
آسمان کبود و آب چو رنگ.فرخی.
رنگ ساختن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) حیله و مکر بکار بردن. نیرنگ ساختن:
و گر به جنگ نیاز آیدش بجان کوشد
که گاه جستن از آنجا چگونه سازد رنگ.فرخی ( از آنندراج ).چه فسون ساختند و باز چه رنگ
آسمان کبود و آب چو رنگ.فرخی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گولد بهخاطر «لباسهای خیرهکنندهاش» از جمله «مخملی به رنگ نارنگی» و دیگری «تافته قرمز و سفید شطرنجی» شهرت داشت. اجرای صحنه ای او در سال ۱۹۲۲ شامل ساختن کلاهی دستارمانند روی صحنه بود تا در حین آواز خواندن از آن استفاده کند. در سال ۱۹۴۰، زمانی که گولد در هالیوود زندگی میکرد، ساخت و فروش کلاه بی لبه زنانه قلابدوزیشده با سبکی غیرمعمول را آغاز کرد که گاهی با ضمائم یکدست و هماهنگ با کلاه همراه بود.
💡 آرى ! خواننده عزيز! بنگر كه چگونه آن گرامى به هنگام ساختن وضو براى نماز وعبادت ونيايش رنگ چهره اش دگرگون مى شد و كران تا كران وجودش مملوّ از خوف خدا واعضا و اندامش به لرزه مى آمد؛(82) ولى ما سوگمندانه به گناهان ويرانگر و هستىسوز مشغول و هيچ گونه دلهره و هراسى از كيفر خدا به ما دست نمى دهد. و با اينشرايط چگونه باز هم مدّعى آن هستيم كه حسين عليه السلام اسوه و الگوى زندگى ماست.