رخنه شدن

لغت نامه دهخدا

رخنه شدن. [ رَ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )شکافته شدن. پاره شدن. ترکیدن. ترک برداشتن. چاک شدن. ویران شدن یا پیدا آمدن شکاف و رخنه:
نباید که آزاد یابد تنش
شود آن زمان رخنه پیراهنش.فردوسی.از سنگ منجنیق... حصار رخنه شد و لشکر ازچهار جانب روی به رخنه آورد. ( تاریخ بیهقی ). دیوار بزرگ بیفتاد... و حصار رخنه شد و غوریان آنجا برجوشیدند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 251 ).
بلورین جام را ماند دل من
که چون شد رخنه نپذیرد مداوا.خاقانی.- کاسه رخنه شده؛ کاسه ترکیده. ( یادداشت مؤلف ).
|| خلل رسیدن. نقص و تباهی یافتن: و به روشنایی او [ یعنی ماه ] رخنه شود وکاهش پدید آید. ( التفهیم ).

فرهنگ فارسی

شکافته شدن پاره شدن ترکیدن ترک برداشتن چاک شدن ویران شدن باییدا آمدن شکاف و رخنه.

جمله سازی با رخنه شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درحالی‌که فون روندشتت خواهان متمرکز شدن لشکرهای زرهی برای اجرای ضد حمله در نقاط رخنه بود، رومل قصد دفاع ساحلی داشت و اصرار می‌کرد دفاع ساحلی تقویت شود.

💡 دفاع در عمق مستلزم این است که مدافع منابع خود شامل استحکامات، تأسیسات صحرایی و واحدهای نظامی را به خوبی در خط مقدم و همچنین پشت آن توزیع کند. با این حال که ممکن است مهاجمان رخنه به خط مقدمِ کم حفاظت شده را کاری آسان بیابند اما با پیشروی هر چه بیشتر، با مقاومت سخت تری روبرو خواهند شد. هر چه مهاجم در عمق خطوط دفاعی پیش می‌رود، جناحین آن آسیب‌پذیر می‌شود و باید پیشروی را متوقف سازد چرا که خطر محاصره و قیچی شدن آن‌ها را تهدید می‌کند.

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
جل جلاله یعنی چه؟
جل جلاله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز