لغت نامه دهخدا
راه پاک ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) زدودن برف و دیگر چیزهایی که مانع عبور و مرور میشود. پاکیزه کردن راه. زدودن غبار و خاک و آلودگی از آن:
بذوق جستجویش هستی خود چاک میسازم
غباری میدهم بر باد و راهی پاک میسازم.بیدل ( از بهار عجم ).
راه پاک ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) زدودن برف و دیگر چیزهایی که مانع عبور و مرور میشود. پاکیزه کردن راه. زدودن غبار و خاک و آلودگی از آن:
بذوق جستجویش هستی خود چاک میسازم
غباری میدهم بر باد و راهی پاک میسازم.بیدل ( از بهار عجم ).
زدودن برف و دیگر چیزهایی که مانع عبور و مرور میشود. پاکیزه کردن راه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگو: تقوی چه باشد؟ راه پاکان هدایت، رفتن از مولی بمولی
💡 ای خالق جهان مادی، ای تنها مقدس! اگر مردی به اختیار خود با مردی کون مرزی کرد، جزای وی چه خواهد بود؟ کفاره این عمل چه خواهد بود؟ راه پاک شدن از این [گناه] چه خواهد بود؟