لغت نامه دهخدا
( راه آب ) راه آب.( اِ مرکب ) آبراه. آبراهه. گذر آب. گذرگاه آب. مجرای آب. راه ِ آب. و نیز رجوع به ترکیبات ذیل راه شود.، راهاب. ( اِ مرکب ) راه آب. راه ِ آب. آبراه. آبراهه. معبر آب بحوض و استخر وجز آن. و رجوع به راه آب شود.
( راه آب ) راه آب.( اِ مرکب ) آبراه. آبراهه. گذر آب. گذرگاه آب. مجرای آب. راه ِ آب. و نیز رجوع به ترکیبات ذیل راه شود.، راهاب. ( اِ مرکب ) راه آب. راه ِ آب. آبراه. آبراهه. معبر آب بحوض و استخر وجز آن. و رجوع به راه آب شود.
( راه آب ) ۱. آبراه، آبراهه، آبرو، مجرای آب، نهر و جایی که آب از آن می گذرد.
۲. گذرگاه سیل.
( راه آب ) آبراه. آبراهه. گذر آب. گذرگاه آب. مجرای آب.
راه آب. راه آب یا روا ( به لاتین: Rvo، همچنین ریوو Rivo ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان لنکران واقع شده است. راه آب ۱٬۴۶۲ نفر جمعیت دارد.
راه آب یا روو در زبان تالشی به معنای رود باریک است و احتمالاً به دلیل سرچشمه گرفتن از رود لنکران ( لنکران چای ) به این نام شناخته می شود.
💡 بند سوم:من پارسی هستم. به همراهی پارسیان مصر را فتح کردم. فرمان دادم این آبراهه را حفر کنند. از «پی رود» نیل که از مصر جاری است تا دریایی که از پارس بدان روند. این ترعه کنده شد، چنانکه فرمان داده بودم و کشتیها از مصر به وسیله این راه آبی به سوی پارس روانه شدند.
💡 با توجه به وجود دریاچه سد کارون ۳ که در ضلع شرقی منطقه قرار دارد، دسترسی یه این منطقه از دو راه زمینی و آبی امکانپذیر است که راه زمینی از راههای روستائی درجه ۲ میباشد و راه آبی نیز از دو نقطه شمالی شرق و جنوبی شرق به کمک شناورهای مخصوص که توسط مدیریت سد در اختیار همگان قرار میگیرد، امکان ورود رایگان به منطقه را فراهم کردهاست.
💡 ز راه آب چون دزدان رودسرو چمن بیرون به هر گلشن که گردد جلوه گر سرو سرافرازش
💡 گه ز راه آب آید گه ز راه نان و گوشت گه ز راه شاهد آید گه ز راه اسب و زین
💡 در ۲۲ مه، مصر با بستن تنگه تیران که خلیج عقبه را با دریای سرخ مرتبط میکند، این راه آبی را ب کشتیهای اسرائیلی بست و بندر تازهبنیاد آن زمان بندر ایلات که در جنوبیترین بخش اسرائیل قرار دارد را عملاً به حالت تعطیل درآورد. خلیج عقبه در آن دوران تنها راه ارتباطی دریایی اسرائیل با شرق بود.
💡 نریزی گر به خاک راه آب روی درویشی کنی سبز از طراوت چون خضر هر جا نهی پا را