ذی خشب

لغت نامه دهخدا

ذی خشب. [ خ َ ش َ ] ( اِخ ) جایگاهی بمدینه. آنگاه که وفد بصره برای عزل عثمان بمدینه آمدند در آنجا مقام کردند. ( حبیب السیر جزو4، ج 1 ص 173 س 1 ).

جمله سازی با ذی خشب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مردان سريه تا (ذى خشب ) پيش رفتند و آن جا خبر يافتند كهرسول خدا رهسپار مكه شده است و آنها در (سقيا) بهرسول خدا پيوستند. (294)

💡 فر تو را با هر ولی فرق از ثریا تا ثری تو شمس و آنان چون سهی تو برق و آنان چون خشب

💡 136- بواط بضم اول كوهى است از جبال جهينه درناحيه رضوى چنان كه در مراصدگفته است خشب بر وزن عنق است نيز مروج الذهب، ج 2، ص 281

💡 فر ترا با هر ولی فرق از ثریا تا ثری تو شمس و آنان چون سهی تو برق و آنان چون خشب

💡 تا پدید آرد فلک سنگ و عقیق از یک زمین تا پدید آرد جهان خار و رطب از یک خشب

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز