ذو غصه

لغت نامه دهخدا

( ذوغصة ) ذوغصة. [ غ ُص ْ ص َ ] ( ع ص مرکب ) گلوگیر. با غصّه: و طعاماً ذاغصة و عذابا الیماً. ( قرآن 73 13/ ) و طعامی گلوگیر و شکنجه دردناک. ( تفسیر ابوالفتوح ج 5 ص 415 ). و در تفسیر آن گوید: و طعامی با غصه که در گلوها بماند فرو نشود و بالا نیاید یقال غص باللقمة و شرق بالماء و شجی بالعظم اذا بقی فی الحلق. وطعام اهل دوزخ غسلین و زقوم باشد. ( ایضاً ص 419 ).

فرهنگ فارسی

گلو گیر. با غصه.

جمله سازی با ذو غصه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چار دیوار جهان کز غصه دلها خون کند نم کشید از خون ما کس تکیه بر آن چون کند؟

💡 آقا فرمود: به من چه ربطى دارد؟ خود امام زمان عج بايد درست كند. چرا من غصه اش رابخورم ؟... اى كم اعتقادها شتاب نكنيد.

💡 با اين نقشه او را به مادرش برگردانديم تا چشمش روشن شود و غصه نخورد و تا آنكهبداند وعده خدا حق است، و ليكن بيشتر مردم نمى دانند (13).

💡 گر ز تو لاله‌رخ دلم ناله کند، روا بود دل چو شود ز غصه پر، هم به سر زبان رسد

💡 العجل قبل الامكان، يوجب الغصه؛ (159) عجله،قبل از توانايى و امكان، باعث غصه و اندوه مى شود.

💡 جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود را چو شمع ای سیم تن زین غصه خواهم سوختن خود را

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز