لغت نامه دهخدا
( ذوالقرابة ) ذوالقرابة. [ ذُل ْ ق َ ب َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) کس. خویش. نزدیک. ج،ذوی القرابة. ذوی القرابات، کسان. خویشان. نزدیکان.
( ذوالقرابة ) ذوالقرابة. [ ذُل ْ ق َ ب َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) کس. خویش. نزدیک. ج،ذوی القرابة. ذوی القرابات، کسان. خویشان. نزدیکان.
( اسم ) خویش کس نزدیک خویشاوند جمع: ذوی القرابه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وا عجبا، اتكون الخلافه بالصحابه و القرابه ؟ (388) شگفت است، مگر جانشينىپيغمبر خدا به همدمى با آن حضرت، و با خويشاوندى با او بستگى دارد؟