لغت نامه دهخدا
دیگ شب. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) دیگرشب. دیشب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). اما ظاهراً دگرگون شده دیگر شب باشد. ( یادداشت لغتنامه ).
دیگ شب. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) دیگرشب. دیشب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). اما ظاهراً دگرگون شده دیگر شب باشد. ( یادداشت لغتنامه ).
دیگر شب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهان از تف و نم جوشد مرا بیتف و نم بنگر که چون از هیزم و سودام دیگ عشق میجوشد
💡 خبر بشنید راون گشت در جوش ز دیگ کین دل برداشت سرپوش
💡 درین نشیب که هست از صفت چو دیگ تهی بسان کاسه دون همتان نشین تنها
💡 به هم هر چند در یاری بکوشیم عجب گر هر دو در یک دیگ جوشیم
💡 بس که بجوشید زمین همچو دیگ آب روان تشنهٔ گل شد به ریگ
💡 ناامیدی می دواند موسی ما را به طور دیگ شوق ما بسر از لن ترانی می رود