دیوان نامه
مترادفها
نامهنگاری، مکاتبات
لغت نامه دهخدا
دیوان نامه. [ دی م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه یا دفتری که حساب خزانه در آن نوشته شده باشد: سوخرای گفت بر بازوی فیروز تعویذی بسته بود بزراندر گرفته و آن دیوان نامه بود مرخواسته وی را هرچه بودش از زر و جامه و گوهر و فرش و ستور و سلاح آنکه با خویشتن داشت چون بلشکر آمد و آن ذکر گنجهاست و ما امروز گنج نامه وی ندانیم تا آن دیوان نامه نیابیم باز نگردیم تا آن بما ندهی و خوشنواز آن دیوان نامه را باز فرستاد و صلح کرد. ( ترجمه طبری بلعمی نسخه خطی کتابخانه مؤلف ).
فرهنگ فارسی
نامه یا دفتری که حساب خزانه در آن نوشته شده باشد.
جمله سازی با دیوان نامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علت آن هم، مخالفتی بود که علما نسبت به رفتار او داشتند؛ زیرا حاکم گفته بود تمام وقف نامهها را پیش او ببرند و مجموع آنها را در اب شست و رقبات را در حوزه دیوان گرفت.
💡 شخصیت اصلی کتاب و نویسندهٔ نامهها، اسکروتیپ، مقامی اداری در دیوانسالاری («سلسله حضایض»، Lowerarchy در برابر سلسله مراتب hierarchy) جهنم دارد و نقش استاد را برای ورموود ایفا میکند که شیطانی بیتجربه (و بیکفایت) است.
💡 نامه وزارت علوم به دیوان عدالت اداری پیرامون دلایل ندادن کارنامه به یکی از دانشجویان توسط رسانههای دانشجویی منتشر گردید. این سند کذب بودن ادعای مسئولان وزارت علوم مبنی پیرامون ممنوعالتحصیل کردن دانشجویان منتقد را اثبات کرد.
💡 با پذیرش این نامه توسط آصف دیوان، سنجر خان اجازه یافت به املاک موروثی پدرش در روستای نران بازگردد.
💡 طالب شاعر جوان عاشقپیشه، هر از گاهی با نامهای، شعری، پیامی، دیداری، معشوق خود را عشق خود واقف میکند. در دیوان طالب آملی غزلیات پرشوری از این دوران میتوان یافت.
💡 به دنبال آشکار شدن این فراخوان، حاجعلی خان که نمیخواست ابهت و غرور حضور خواهر زاده اش شکسته شود، نامه ای به آصف دیوان نوشت و شفاعت او را نزد وی کرد و به آصف دیوان قول داد که از این به بعد سنجر خان تابع اوامر او خواهد بود.