لغت نامه دهخدا
دیوان سیاه. [ دی ] ( ص مرکب ) آنکه دفتر حسابش سیاه است. کسی که نامه عملش سیاه است. عاصی. گناهکار. نامه سیاه.
دیوان سیاه. [ دی ] ( ص مرکب ) آنکه دفتر حسابش سیاه است. کسی که نامه عملش سیاه است. عاصی. گناهکار. نامه سیاه.
( صفت ) آنکه دفتر حسابش سیاه است کسی که نامه عملش سیاه است عاصی گناهکار نامه سیاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندر آن معرض که دیوان سیاه است و سفید فضل مغلوب عدالت و عد مقهور وعید
💡 هم توانی سوخت از آهش گناه هم ز اشکش شست دیوان سیاه
💡 ببین سام یل را درین رزمگاه جهان کرد در چشم دیوان سیاه
💡 ولیکن این سخن با مرد راهست نه با دیوانه و دیوان سیاه است
💡 در فضولی میکنی دیوان سیاه گوی بردی گر زفان داری نگاه
💡 جمع تو بار گنه باشد و دیوان سیاه نه هم آخر تو خوشی نام سیه بار کنی