دومو ی
لغت نامه دهخدا
دوموی. [ دُ ] ( ص مرکب ) دو مو. و رجوع به دومو شود.
فرهنگ فارسی
( دومو ی ) ( صفت ) ۱ - کسی که موی سر و صورت او سیاه و سفید باشد. ۲ - کسی که موی سر و صورتش اندک باشد.
جمله سازی با دومو ی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک مجسمه بزرگ از برونلسکی هماکنون درپالازو دل کانونیکی در پیزا دل دومو واقع شده که کاملاً به سمت بزرگترین دستآورد خود نگاه میکند، گنبد که برای همیشه بر منظره فلورانس غلبه خواهد داشت. هنوز بزرگترین گنبد سنگی در جهان میباشد.
💡 خدمت در جنگ جهانی دومو یکی از نادرترینها در جهان به دلیل تعداد