دورنگ شدن

لغت نامه دهخدا

دورنگ شدن. [ دُ رَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ابلق شدن. دارای رنگی همراه رنگ دیگر گردیدن.به دو رنگ متلون شدن. ( یادداشت مؤلف ):
زاغ سیه بودم یک چندنون
باز چو غلبه بشده ستم دورنگ.منجیک.دوست از هر دوتن دورنگ شود
دل از آن کو دورنگ شد برکن.خاقانی.دگرباره پرسید کز چین و زنگ
ورقهای صورت چرا شد دورنگ.نظامی.تذروان رومی و زاغان زنگ
شده سینه باز یعنی دورنگ.نظامی.

فرهنگ فارسی

ابلق شدن. دارای رنگی همراه رنگ دیگر گردیدن.

جمله سازی با دورنگ شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تابناکی قطبی دایره‌ای (CPL) می تواند زمانی رخ دهد که یک لومینوفور یا مجموعه ای از لومینوفورها کایرال باشند. میزان قطبی شدن انتشارها به همان روشی که برای دورنگی دایره‌ای انجام می شود، از نظر فاکتور عدم تقارن، که گاهی اوقات به عنوان عامل ناهمسانگردی نیز نامیده می شود، تعیین می شود. این مقدار توسط:

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز