لغت نامه دهخدا
دندان مز. [ دَ م َ ] ( اِ مرکب ) شیرینی و میوه ای را گویند که بعد از طعام خورند. ( برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از انجمن آرا ) ( از ناظم الاطباء ). دِسِر.
دندان مز. [ دَ م َ ] ( اِ مرکب ) شیرینی و میوه ای را گویند که بعد از طعام خورند. ( برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از انجمن آرا ) ( از ناظم الاطباء ). دِسِر.
( اسم ) میوه و شیرینی که پس از طعام خورند دسر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برجستگیهای گرد شده و کوچکی از جنس مینا است که در ریج اینسیزال(جونده) دندانهای قدامی تازه روییده، دیده میشود و در بسیاری از موارد به مرور زمان ساییده شده و از بین میرود.
💡 لب نیالایند اهل همت از خوان خسان در خور دندان انجم گرده ماه و خور است
💡 چون کند دو دندان، پی تاریخ آذر گفتا که: دو از خوشه ی پروین کم شد»
💡 بر خلاف باور عمومی، خوردن هویج برای خرگوشها ضرر دارد؛ زیرا هویج، سرشار از قند است. غذای اصلی خرگوش، علوفه است. علوفه دندانهای خرگوش (که مرتب رشد میکنند) را حفظ میکند و شکم آنها را سالم نگه میدارد.
💡 درشتان را ملایم طینتیهایم خجل دارد زبان از نرمگویی سرنگون افکند دندان را
💡 كار اين مرد، عجيب است... مى كوشد كه تقدير را به زانو درآورد. بر همه شياطين زمينپيروز شود... نظام تا دندان مسلّحى را بشكند. امّا چگونه ؟