دندان سا

لغت نامه دهخدا

دندان سا. [ دَ ] ( نف مرکب ) دندان سای. ساینده دندان. || ( اِ مرکب ) تخم خرفه. ( ناظم الاطباء ). تخم خرفه را گویند که به عربی بقلةالمبارکه خوانند. ( آنندراج ) ( از لغت محلی شوشتر ) ( از خفی علایی ). || پوست درخت گردکان که زنان بر دندان مالند تا لب دهانشان سرخ شود. ( لغت محلی شوشتر ).

جمله سازی با دندان سا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دل سگ کیست؟ که چون چشم چو آهوی تو دید خدمت آن لب لعل از بن دندان نکند

💡 از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نقل شده كه فرمودند: ((سه دسته هستند كه عيادت آنهاجايز نيست: كسى كه نزديك است از بيمارى شفا پيدا كند و كسى كه دندان آسيايش خرابباشد (دندان درد داشته باشد) و كسى كه مرضى شديد در چشمانش ‍ باشد)).(420)

💡 عصب‌کِشی (پالپِکتومی) اعمالی است که در طی آن مواد عفونی و عصب موجود در مغز دندان برداشته می‌شوند تا دندان از آسیب میکرب‌ها در آینده در امان باشد.

💡 دل غمگین زنقل و جام هیهات است بگشاید گشاد این گره از ناخن و دندان نمی آید

💡 می نشاند آن دهان تنگ را در خون سخن کار دندان می کند با آن لب میگون سخن

💡 تمامی اشخاصی که با حفره دهان سر و کار دارند از قبیل دندانپزشک، دستیار دندانپزشک، تکنسین آزما یشگاه، بهداشتکار دهان و دندان باید از آناتومی طبیعی حفره دهان آگاهی داشته باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران