لغت نامه دهخدا
چرک دندان. [ چ ِ ک ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کثافت دندان. بار دندان. جرم دندان. طَلَم. طَلی. ( منتهی الارب ). رجوع به چرک شود.
چرک دندان. [ چ ِ ک ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کثافت دندان. بار دندان. جرم دندان. طَلَم. طَلی. ( منتهی الارب ). رجوع به چرک شود.
کثافت دندان. بار دندان. جرم دندان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از طرفی بعضی از دندانهای ملتهب که درناژ چرک فعال دارند را باید در دو جلسه عصبکشی کرد. سرانجام این دندانپزشک است که تصمیم میگیرد که در چند جلسه درمان صورت بپذیرد.