دماغ اشفته

لغت نامه دهخدا

( دماغ آشفته ) دماغ آشفته. [ دَ / دِ ش ُ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب )دماغ باخته. ( آنندراج ). دیوانه که اختلال حواس دارد. که مَشاعر آشفته دارد. ( یادداشت مؤلف ):
همچو شاخ گل طبیب هر دماغ آشفته شو
هوشمندان را گل و دیوانگان را چوب باش.سیلم ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( دماغ آشفته ) دماغ باخته. دیوانه که اختلاس حواس دارد.

جمله سازی با دماغ اشفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دماغ آشفته بسیارند در کنعان شوق، اما نسیم پیرهن می‌گردد و یعقوب می‌خواهد

💡 نمی آرد دل آزرده تاب نکهت زلفش دماغ آشفته ام، از بوی سنبل وحشتی دارم

💡 به دلهای دماغ آشفته، سنبل می کند کاری به ما شوریدگان، آن زلف و کاکل می کند کاری

💡 همچو شاخ گل، طبیب هر دماغ آشفته شو هوشمندان را گل و دیوانگان را چوب باش

💡 دماغ آشفته ای داریم و دل نام که سر تا پای صلح و جنگ عشق است

💡 دماغ آشفته ای زان زلف پرتاب دلش بیمارتر زان چشم پر آب

پاره پاره یعنی چه؟
پاره پاره یعنی چه؟
تکرار یعنی چه؟
تکرار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز