دل زدگی

لغت نامه دهخدا

دل زدگی. [ دِ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دل زده. دل زده بودن. بی میلی و بی رغبتی پس از میل و رغبتی که بود. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || سرخوردگی و سیری از چیزی. رجوع به دل زده و دل زدن شود.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی دل زده.

جمله سازی با دل زدگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حمله‌های با نشانه محدود، یعنی حمله‌هایی که با حمله وحشت زدگی «کامل» همانند هستند به استثناء اینکه در آنها ترس یا اضطراب ناگهانی با کمتر از ۴ نشانه از ۱۳ نشانه اضافی همراه است. در مبتلایان به اختلال وحشت زدگی بسیار متداول است.

💡 «ما در سیاست دخالت نمی‌کنیم … سیاست زدگی برای نیروهای مسلح آسیب است … او دربارهٔ فعالیت‌های اقتصادی نظامیان هم گفت: «به صلاح نیروهای مسلح نیست که وارد بحث اقتصادی شوند چون از اصل قضیه خود دور می‌شوند.»

💡 به عبارت دیگر اگر فرد کاملاً سالمی به ویژه در سنین متوسط و یا بالا را تحت عکس‌برداری و ام آر آی قرار دهیم، ممکن است که آرتروز گردن و یا بیرون زدگی دیسک گردن را به درجاتی ببینیم. پس مهم ترین راه افتراق سندرم درد میوفاسیال از بیماری‌های گردن همان شرح حال و معاینه دقیق است.

💡 علاوه بر خسارات و تلفات در مناطق نزدیک به رومرکز زلزله، این زمین لرزه به طور کامل در شیراز، کازرون و بخشهای غربی استان فارس و شرق استان بوشهر احساس شد و باعث وحشت زدگی مردم و وارد آمدن خسارات جزئی به برخی ساختمانهای این مناطق شد.

💡 گرد غربت زدگی خرقه من گشته چو کوه لیک از نیش خسان، بخیه نما در کشمیر

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز