دل اندرونه

لغت نامه دهخدا

دل اندرونه. [ دِ اَ دَن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) آنچه در اندرون دل است. احشاء.دل و روده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دل و اندرونه.

فرهنگ فارسی

آنچه در اندرون دل است.

جمله سازی با دل اندرونه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درون‌پوست باعث می‌شود تا این جانداران بافت‌های واقعی مانند اندرونه (امعاء و احشاء) و غدد مرتبط به اندرونه تشکیل دهند.

💡 ریزماهی‌ها لطیف و خوراکی هستند و در نیوزیلند یک غذای لذیذ محسوب می‌شوند. کل بدن ماهی خورده می‌شود - از جمله سر، باله‌ها، استخوان‌ها و اندرونه. برخی از گونه‌ها خوش‌خوراک‌ترند و گونه‌های خاصی که به‌عنوان طعمه سفیدرنگ به بازار عرضه می‌شوند.

💡 این کرم زالووار، به هنگام تغذیه، بخش جلویی بدن خود را با غذه‌هایی که در سر خود دارد به بدن میزبان محکم می‌کند. سپس، حلق خود را به دهان خود می‌آورد و محلولی گوارشی را ترشح می‌کند که پوست ماهی را در خود حل می‌کند. پوست حل شده و مخاط پس از آن به اندرونه کرم مکیده می‌شوند.

💡 گاه بخشی از اندرونه (امعا و احشا) ممکن است با گذر از حلقه رانی وارد مجرای رانی شده و باعث ایجاد فتق رانی شود.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز