لغت نامه دهخدا
دشمنی انداختن. [ دُ م َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) دشمنی افکندن. ایجاد عداوت: اِلْساع؛ دشمنی انداختن بین قوم. ( از منتهی الارب ).
دشمنی انداختن. [ دُ م َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) دشمنی افکندن. ایجاد عداوت: اِلْساع؛ دشمنی انداختن بین قوم. ( از منتهی الارب ).
دشمنی افکندن. ایجاد عداوت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه اقبال را شاید انداختن نه با مقبلان دشمنی ساختن