دشت اب
لغت نامه دهخدا
( دشت آب ) دشت آب. [ دَ ] ( اِخ ) از دهستان های بخش بافت شهرستان سیرجان. این دهستان در جنوب بافت واقع است. محصول عمده غلات است. از 27 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده. جمعیت آن در حدود 1700 تن است. مرکز دهستان قریه دولت آباد است. قرای مهم آن عبارتند از: وکیل آباد، محمدآباد و حسن آباد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).، دشتاب. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شهرنو بالاولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد. سکنه آن 155 تن. آب آن از رودخانه. محصول آجا غلات و زیره. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
جمله سازی با دشت اب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر کوه خواب کرده به یک جای با پلنگ در دشت آب خورده به یک جوی با ذئاب
💡 به دولت تو ز بهر سپاه و لشکر تو به دشت آب روان گشت هر چه بود سراب
💡 مطالعات ساخت این سد با طول تاج ۵۲۰ متر ارتفاع ۴۵ متر و حجم مخزن ۹۰/۵۰ میلیون متر مکعب انجام شدهاست و در ردیف تخصیص اعتبار قرار دارد. با بهرهبرداری از این سد که بر روی رودخانهٔ زردشت ساخته خواهد شد، سیلابهای فصلی این رودخانه مهار و برای تغذیه سفرههای آب زیرزمینی و توسعه کشاورزی در منطقهٔ دشت آب و جمیل آباد استفاده خواهد شد.
💡 مردمان اولیه آن از استان سیستان و بلوچستان و شهرستان جاسک مهاجرت کرده و از آنجا به دشت جلگه میناب آمده و در آنجا سکونت نموداند با توجه به اینکه در این دشت آب و درختان نخل وجود داشته همچنین به دریا نیز نزدیک بوده در این منطقه اقامت نموده.
💡 ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد