لغت نامه دهخدا
بره کش.[ ب َرْ رَ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دشت آب بخش بافت شهرستان سیرجان. سکنه آن 250 تن. آب آن از قنات و محصول آن حبوب است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 8 ).
بره کش.[ ب َرْ رَ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دشت آب بخش بافت شهرستان سیرجان. سکنه آن 250 تن. آب آن از قنات و محصول آن حبوب است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 8 ).
دهی است از دهستان دشت آب بخش بافت شهرستان سیرجان.
بَرّه کُش ( نام علمی: Kalmia ) نام یک سرده از خانواده خلنگیان است. برگ های این جنس از گیاهان برای گوسفند و بره آن سمی است.
💡 گفتا که میخ هجو تو... ون خوار آنخرست... ون ما چی خاردان بره کش حرب فشرد