لغت نامه دهخدا
دست کسب. [ دَ ک َ ] ( اِ مرکب ) کسب دست. ورزیده به دست. دست آورد: سعادتی که دست کسب آدمیان نشود و پای وهم عالمیان به کنه آن نرسد... نثار روزگار... ملک الاسلام و المسلمین باد. ( منشآت خاقانی چ دانشگاه ص 62 ).
دست کسب. [ دَ ک َ ] ( اِ مرکب ) کسب دست. ورزیده به دست. دست آورد: سعادتی که دست کسب آدمیان نشود و پای وهم عالمیان به کنه آن نرسد... نثار روزگار... ملک الاسلام و المسلمین باد. ( منشآت خاقانی چ دانشگاه ص 62 ).
کسب دست. ورزیده به دست
💡 این قانون در سال ۲۰۱۴ تغییر کرد و بر پایهٔ آن، سه سطح مرحله وجود دارد. سطح نخست، مرحلهٔ مسطح است که به ۲۰ رکابزن برتر از ۵۰ تا ۱ امتیاز داده میشود. در مراحل سطح دوم ۱۵ نفر برتر، ۲۵ تا ۱ امتیاز کسب میکنند و در مراحل سطح سوم، ۱۰ نفر اول، ۱۵ تا ۱ امتیاز به دست میآورند. امتیازات اسپرینتهای میانی نیز در مقیاس مشابهی داده میشود.
💡 هاشمی رفسنجانی در دوره اول خود، در رقابت با تنها رقیب صوری (عباس شیبانی)، با کسب حدود ۱۵ و نیم میلیون رأی، ۹۴ درصد آرای شرکتکنندگان و ۵۱ درصد آرای کل واجدین شرایط را به دست آورده بود که در شرایط کنونی حدود ۵ میلیون ریزش رای داشت.
💡 و آنکه هر جا تاجداری پیش تختش بنده وار دست بهر کسب عزت بر کمر گیرد همی
💡 بهترین برد تیم ملی ایران در برابر تیم ملی مالدیو کسب نتیجه ۱۷ بر ۰ میباشد که در بازیهای مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ به دست آمدهاست