💡 جمع دیگر باقیمانده روز و فردا را راه پیمودند و کمی پیشتر از پسینگاه به اردوی دشمن حمله بردند، آنها از این سمت آسودهخاطر بودند، یزید در سمت دیگر نبرد میکرد، ناگهان دشمن از پشت سر بانگ تکبیر شنیدند و همگی به قلعه پناه بردند و مسلمانان بر آنها غلبه یافتند که تسلیم شدند و به حکم یزید تن در دادند که زن و فرزندانشان را اسیر گرفت و جنگاوران را بکشت و در طول دو فرسنگ از راست و چپ جاده بیاویخت و دوازده هزار کس از آنها را به اندرهز برد که دره گرگان بود و گفت: «هرکه انتقامی از آنها میجوید کشتار کند.» و چنان شد که یکی از مسلمانان چهار یا پنج کس را میکشت.