جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استاد ما يك مرتبه ى ديگر هم براى درك مجلس درس آخوند با ترن (186)خصوصى ودر بست خود را مى رساند. ظاهرا از بغداد به كربلا و از آن جا به نجف؛ ولى همين كهبه مجلس درس مى رسد، آخوند - رحمه الله - بسم الله درس را شروع مى كند. گويااستاد ما مى دانسته كه درس اول در چه مبحثى است، آن را بدون حضور در درس استادشنوشته و به شاگردان حاضر در درس عرضه نموده بود، و درست مطابق درس استاد درآمده بود.
💡 كـاغـذ مـن كـه بـه اصـفـهـان رسـيـده بـود كـه رفـقـا را بـه نـجـف دعـوت نـمـوده بـودم،سـال ديگر رفيق يزدى با چهار ـ پنج نفر از رفقاى اصفهان آمدند به نجف. به هر طوربـود رفـيـق يـزدى را در هـمـان مـنـزل وقـفـى حـجـره اى جـهـتـش گـرفـتـم و ازرسـايـل شـيـخ مـبـاحـثـه مـى كـرديـم و بـاقـى اصـفـهـانـى هـا در حـجـرات صـحـنمنزل گرفتند و با رفيق يزدى به درس آخوند مى رفتيم.
💡 سيد صدرالدين صدر، از علماى شيعه است. وى، درسال 1299 ه -. ق. در كاظمين، ديده به جهان گشود و در مهد تربيت پدر باليد وتحصيلات ابتدايى و سطوح را در سامراء و كربلا، نزد اساتيد بزرگى، چون شيخحسن كربلايى، آقا ضياءالدين عراقى و... فرا گرفت. درسال 1329 ه -. ق. به سفارش پدر، به نجف اشرف هجرت كرد و در آن جا مدتها ازمحضر درس آخوند خراسانى و ميرزاى نائينى بهره برد.