لغت نامه دهخدا
دریکان. [ دِ ] ( اِ ) دریگان. رجوع به دریگان شود.
دریکان. [ دِ ] ( اِ ) دریگان. رجوع به دریگان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر به کوه کند عزم راسخش اقبال چو رود نیل شود شاخ شاخ در یک آن
💡 شرم خوب است اینقدر نیرنگ اما خوب نیست چون کنم نظاره در یک آن چمنهای تو را
💡 بگفتم لاتقل بشری و لکن بشریان زیرا دو شادی دست برهم داد توأم گشت در یک آن
💡 اگر جوینده حدسش درست باشد به آرامی به محل مخفی شدن عضو مخفی شده نزدیک شده و در یک آن خود را به او رسانده و باید کف دستش را به سر او بکشد، و اگر حدسش اشتباه باشد هر لحظه ممکن است فرد مخفی شده از پناهگاه خارج شده و دست خود را به سر جوینده بکشد.
💡 خدا جهان را بر اساس عقل خود ایجاد کردهاست؛ و همچنین او تمام موجودات را در یک آن میشناسد تا عرض زمان بر او حمل نگردد.