در کاویدن
مترادفها
جستجو کردن، کاوش کردن، حفاری کردن
لغت نامه دهخدا
درکاویدن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب ) کاویدن. بحث کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به کاویدن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - کاویدن. ۲ - مناظره کردن
جمله سازی با در کاویدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سلیقهٔ سینمایی میرزاخانی بازتابی از ذات بدون مرز پژوهش اوست، که درگیر کاویدن «خصوصیات اشکال هندسی نامعمول» است. او میگوید: «گاهی مواقع احساس میکنم در یک جنگل بزرگ هستم و نمیدانم به کجا میروم؛ ولی به طریقی به بالای تپهای میرسم و میتوانم همه چیز را واضحتر ببینم. آنچه آن گاه رخ میدهد، واقعاً هیجان انگیز است.»
💡 ناتورالیستهای نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم بر طبق برنامهای مشخص و با نوعی بیطرفی و فاصلهگزینی، رونگاشتی از جهان و زندگی پیرامون خود ارائه میکردند، و غالباً از پرورش دنیای خیال، از باور به آنچه ملموس و محسوس نیست، از کاویدن معنای نهفته در چیزها، از تقلیل جنبههای ناخوشایند و پیشپاافتادهٔ پسرونده و خشن زندگی امتناع میجستند. این نگرشی متضاد با آرمانگرایی، و واکنشی در برابر رمانتیسم بود.
💡 باستانشناسان با دقت بسیار زیاد در کاویدن لایههای مختلف خاک در این منطقه، توانستند بقایای یک شهر بسیار قدیمی و فراموششده را در نهایت کشف کنند.
💡 محققان سالها وقت خود را در کاویدن اسناد قدیمی و بایگانیهای ملی سپری کردند تا بتوانند ریشههای اصلی این حوادث تاریخی را به درستی پیدا کنند.
💡 او در کاویدن اعماق ذهن خود و تحلیل تجربههای تلخ گذشته، سعی داشت راهی برای رسیدن به آرامش روانی و درک بهتر از زندگی پیدا کند.